تبليغاتX
هرچه می خواهد دل تنگت بگو

بی سبب بر دروازه انگور بودن مانده ام ...دست کدامین مهربان روزی شرابم میکند

 

 

 

عزیز دلم جدائی مکن / جهان کوچکیست ، بی وفائی مکن

ببخش عاشقت را و منت گذار / من که گریه کردم ، عاشق آزاری مکن

 

 

 

آنچه از روزگار بدست میآید ، با خنده نمیماند و آنچه از دست برود با گریه جبران نمیشود

خورشید فردا طلوع خواهد کرد ... حتی اگر ما نباشیم

 

 

 

من شکستم تا تو را عاشق کنم / بعد من باران فقط آب است و بس

هر که بعد از من سراغت را گرفت / زشت یا زیبا فقط خواب است و بس

 

 

 

من که گفتم این بهار افسردنی است / من که گفتم این پرستو مردنی است

من که گفتم ای دل بی بند و بار / عشق یعنی رنج ، یعنی انتظار

آه عجب کاری به دستم داد دل / هم شکست و هم شکستم داد دل

 

 

 

یک نفر امد قرارم را گرفت / برگ و بار و شاخسارم را گرفت

چهار فصل من بهار بود ، حیف / باد پائیزی بهارم را گرفت

اعتباری داشتم در پیش عشق / با نگاهی ، اعتبارم را گرفت

عشق یا چیزی شبیه عشق بود / آمد و دار و ندارم را گرفت

 

+ نوشته شده توسط پرنیان در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 22:17 |
+ نوشته شده توسط پرنیان در شنبه بیست و نهم فروردین 1388 و ساعت 10:15 |
+ نوشته شده توسط پرنیان در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 و ساعت 12:16 |
                                                              

+ نوشته شده توسط پرنیان در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت 18:47 |
 

مفاهيم عشق

از ديرباز بشر به پديده عشق علاقه مند بوده است اما تـا امـروز تعريف

دقيق و فراگيري از عشق كه بتــوانـد هـمه را قانع سازد ارايه نگرديده

است. برخي معـتقدنـد كـه بـطـور غريزي عشق را مي شناسند بنابراين

اصلا زحمت تعريف كـردن آن را بـه خـود نـمي دهــنـد. امـا درسـالـهـاي

اخـيـر دانشمندان تـحـقـيـقـات گـسترده اي درباره عشق صورت داده و به

يافته هاي بسيار جالبي نيز دست يافتـه انـد. از جمله آنها مـيـتـوان به

فرضيه: "مثلث عشق" اشاره كـرد. اين فرضيه عشق را به سه مولفه

تقسيم بندي مـيـكنـد: صميميت، شهوت(هوس) و تعهد..

هـمچنـيـن بـه واسـطه آزمـايشـات گـونـاگون تـفاوتهاي ابراز عشق در دو

جنس مرد و زن مشخص گرديده اند. براي مثال مشـخص شده كـه زنـان

در عـشـق بـه دوسـتي و منافع مـشـتـرك بـيـشتـر بـها مي دهند و بـيـشتر

از مـردها از حـسادت رنـج بـرده و وابـستگي بيشتري به فرد مقابل خود

پيدا مي كنند. در زيـر به سبـك هاي مـخـتـلف عشـق اشاره گرديده است

1 اروس(EROS) :

عشق شهواني - عـشق بـه زيبايي - فاقد منطق - عشق فيزيكي كه بواسطه

جذابيت و كشش هاي جسماني و يا ابراز آن بطور فيزيكي نمايان ميگردد

-همان عشق در نگاه اول - با شدت آغاز شده و بسرعت فروكش ميكند.

2 لودوس(LUDUS) :

عـشق تـفنني - ايـن عشـق بـيـشتـر مـتعلق به دوران نوجواني ميباشد -

عشق هاي رمانتيك زودگذر - لودوس ابراز ظاهري عشق ميباشد -

كـثرت گرا نسبت به شريك عشقي - به اصطلاح فرد را تا لب چشمه برده

و تشنه بازمي گرداند -رابطه دراز مدت بعيد بنظر ميرسد.

3 فيلو(PHILO) :

عشق بـرادرانـه - عـشـقـي كـه مبتني بر پيوند مشترك مي باشد -عـشقي

كـه بـر پـايـه وحـدت و هـمـكاري بـوده و هـدف آن دسـتـيـابي بـه منافع

مشترك ميباشد.

4 استورگ (STORGE) :

عشق دوستانه وابسته به احترام و نگراني نسبت به منافع مـتقابل در اين

عشق همنشيني و همدمي بيشتر نمايان مي باشـد - صـمـيـمـانـه و متعهد-

رابطه دراز مدت است - پايدار و بادوام - فقدان شهوت.

5 پراگما (PRAGMA) :

عشق منطقي - اين مختص افرادي است كه نگران اين موضوع ميباشند

كه آيا فرد مقابلشان در آينده پدر يا مادر خوبي براي فرزندانشان خواهند

شد؟ عشقي كه مبتني بر منافع و دورنماي مشترك مي باشـد - پـايـبند بـه

اصول مـنطق و خردگرا ميباشد - همبستگي براي اهداف و منافع مشترك.

۶ مانيا (MANIA) :

عشق افراطي - انحصارطلب، وابسته و حسادت برانگيز - شيفتگي شديد

به معشوق - اغلبا فاقد عزت نفس -عدم رضايت از رابطه - مانند وسوسه

ميماند و ميتـواند بـه احساسات مبالغه آميز و افراطي منجر گردد - عشق

دردسر ساز - عشق وسواس گونه.

7 اگيپ (AGAPE) :

عشق الهي - عشق فداكارانه و از خودگذشته-عشق نوعدوستانه (تمايل

انجام دادن كاري براي ديگران بدون چشمداشت) - عشق گرانقدر.

پژوهشها حاكي از آن ميباشد كه زنان بيشتر به عشق از نوع پراگما،

استورگ و مانيا و مردان به لودوس و اروس گرايش دارند.

love

+ نوشته شده توسط پرنیان در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت 15:13 |
روبروی من سرابه، بخت من همیشه خوابه
رو دلم جای یه زخمه، بی تو زندگیم عذابه
توی این شهر سیاهی میدونم تو بی گناهی
واسه ی من تا همیشه قشنگ ترین اشتباهی
حالا دیگه خوب میدونم به تو رسیدن محاله
برای گذشتن از من دل تو چه بی قراره
تو غرورمو شکستی دل به یکی دیگه بستی

حالا هر شب بی تو قلب من میگیره
منو تهدید میکنه بی تو میمیره
صدای رفتن تو؛ تو گوشم انگار
میگه از پیشم برو خدا نگهدار
میدونم که انتظار فایده نداره
دل من همیشه زرد و بی بهاره
صدای رفتن تو، تو گوشم انگار
میگه از پیشم برو خدانگهدار


+ نوشته شده توسط پرنیان در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 13:2 |

به یاد داشته باش

که روزها و لحظه ها هیچ گاه باز نمی گردند

به زمان بیندیش

به زندگی بیندیش

که می خواهد باز بازیگرانش را با دست خود انتخاب کند

بیدار شو

من لبریز از گفتنم نه از نوشتن

باید که اینجا روبروی من بنشینی و گوش کنی

دیگر تکرار نخواهد شد...

+ نوشته شده توسط پرنیان در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 12:27 |
+ نوشته شده توسط پرنیان در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت 18:58 |
« مي گويند تا شقايق هست زندگي بايد كرد »

اما من ميگويم :  تا تو هستي بايد زندگي كرد

تا قلب من مال تو و تو مال من هستي زندگي بايد كرد

تا وقتي كه تو از عشق و محبت ميگويي زندگي بايد كرد

تا وقتي كه سرم را به روي شانه هايت مي گذارم و از تو ميگويم زندگي بايد كرد

تا وقتي كه كلام عشق را در گوشم زمزمه مي كني زندگي بايد كرد

باز هم برايم نجواي زندگي را سر ده و از عشق و محبت و وفاداري

از باران و از درهم شكستن بت نااميدي برايم بگو ... قلبم را به تو هديه

مي دهم كه هرگاه به دوست داشتنم شك كردي آنرا بشكافي

و ببيني همواره ترا صدا ميزند ، براي تو مي نوازد و از تو ميگويد

تو كه روحم را تسخير كردي و قلبم را هديه گرفتي ...

+ نوشته شده توسط پرنیان در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 21:52 |
دوستت مي دارم!"
چه بخواهي چه نخواهي...

گر بخواهي مي شوم مطرب گنجشك صدا!!!
سر هر لحظه شوق،
بر معشوقه ذوق،
رقص و آواز به پا خواهم كرد...

ور نخواهي مي شوم آب روان،
سر هر كو،
بر هر جو،
روي هر قله كوتاه و بلند،
من برايت مي جوشم،
مي خروشم،
اشك عشقي مي ريزم پنهان،
مي روم تا آن دور،
تا به درياي وجود،
باز در خلوت خود خواهم خواند:

"دوستت مي دارم!"
چه بداني چه نداني...

نداني...

+ نوشته شده توسط پرنیان در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 12:41 |
+ نوشته شده توسط پرنیان در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 و ساعت 10:48 |
+ نوشته شده توسط پرنیان در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 و ساعت 22:9 |
+ نوشته شده توسط پرنیان در دوشنبه نهم مهر 1386 و ساعت 21:27 |
+ نوشته شده توسط پرنیان در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 16:11 |
+ نوشته شده توسط پرنیان در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 13:14 |
+ نوشته شده توسط پرنیان در شنبه هفدهم شهریور 1386 و ساعت 14:9 |
                                                               
+ نوشته شده توسط پرنیان در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 و ساعت 14:31 |
+ نوشته شده توسط پرنیان در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 و ساعت 12:24 |
 
+ نوشته شده توسط پرنیان در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 و ساعت 18:15 |
 
+ نوشته شده توسط پرنیان در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 و ساعت 18:12 |
          
+ نوشته شده توسط پرنیان در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 و ساعت 15:22 |
+ نوشته شده توسط پرنیان در پنجشنبه هشتم شهریور 1386 و ساعت 9:59 |

من عشق را در تو

تو را در دل

دل را در موقع تپیدن

وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سکوت

سکوت را در شب

شب را در بستر

وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

من بهار را به خاطر شکوفه هایش

زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم

من دنیا را به خاطر خدایش

خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

+ نوشته شده توسط پرنیان در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 و ساعت 17:49 |

میان آبشار خاطراتم

کنار بوته ای گل می نشینم

همیشه آرزوکردم که رنگ

نگاه بوته گل را ببینم

همیشه آرزو کردم که روزی

برای لحظه ای نقاش باشم

همیشه آرزویم بوده رویا

ولیکن یک زمان ای کاش باشم

نگاهی سرخ اشکی آسمانی

دوچشمانی به رنگ ارغوانی

ولی من هر نقاشی کشیدم

همه تصویری ازرویای او بود

وشاید چند خطی که نوشتم

همه یک قطره از دریای او بود

+ نوشته شده توسط پرنیان در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 و ساعت 17:45 |
+ نوشته شده توسط پرنیان در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 13:37 |

              

                         

+ نوشته شده توسط پرنیان در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 12:44 |

+ نوشته شده توسط پرنیان در جمعه یکم تیر 1386 و ساعت 14:53 |
 
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

سلامی به زیبایی متولدSmiley شدن

+ نوشته شده توسط پرنیان در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 21:48 |

ای کاش می دانستی که بیشتر از همیشه دوستت دارم

کاش می دانستی این دل بی طاقت من در زمان دوری تو چه رنج هایی می کشد

ای کاش می دانستی که دل کوچک من شاهد آه و ناله هایست

که آنها را از ساز دهنی کوچکم می فهمد و بعد می شکند

اون وقته که گریم راه می گیره و دیگه تموم نمی شه

کاش می دانستی دلم چه می کشه بی تو ای عشقم

ای کاش می دانستی عاشقم وکاش می دانستی بدون

تو زندگی برایم مفهومی ندارد

می گذرد لحظه های بی تو بودن اما سرد

و نفس گیروبی حوصله

من بی هیچ امیدی خیره به در می مانم با چشمانی

اشک آلود به گوشه ای می نگرم و با خاطره های

تو لحظات سنگین و مرگبار را طی می کنم

و این جمله را تکرار می کنم دوست دارم خیلی زیاد

وای کاش می دانستی دلم یک دنیا دل تنگی و عذاب می کشد

و از تو گله دارد که چه به سرش آوردی!

 

 

+ نوشته شده توسط پرنیان در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 16:28 |

تو دنياي مني بي انتها و ساكت و سرشار و من تنها در اين دنياي دور، از

 

 غصه تنهايم. تو فكر خواب گل هايي كه يك شب باد ويران كرد و من

 

 خواب تو را مي بينم و لبخند پنهانم تو مي آيي و من گل مي دهم و در

 

 سايه چشمـات و بعد از تو منم با غصه هاي گرم  و سوزانم تمام

 

آرزوهايم زماني سبز مي گردد كه تو يك شب بگويي      

 

دوستت دارم.

 

 

+ نوشته شده توسط پرنیان در چهارشنبه دوم خرداد 1386 و ساعت 22:57 |

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس